تبليغاتX
کرمان جوات

                                      قسمت سوم مسافرت.....

بعد از این که یک هفته در تهران بودم ناگهان!!؟؟ دامادمون هم به جمع ما پیوست که قرار شد با جمعی از اقوام بریم شمال و یکی دو روزی هم از آب و هوای اونجا استفاده کنیم. ما نیم شب ساعت 2 از جاده رامسر حرکت کردیم و باور کنید که من از خوشحالی نمی دونستم چه کار دارم می کنم آخه توی کرمان نه دریا داریم و نه جنگلهای سرسبز و مرطوب و نه اصلا یه جای درست و حسابی برای تفریح پس واقعا حق داشتم اینقدر ذوق کنم . ساعت تقریبا 7 صبح بود که رسیدیم به رامسر و رفتیم به سمت ویلای داییم و یه چرت و یه استراحت کوتاه زدیم تو رگ. بعد از خواب اولین کاری که کردیم همه دست جمعی بلند شدیم و زدیم به دل جنگل و 2 تا 3 ساعت قدم زدیم و گشت و گذار کردیم.

                              

این عکس متعلق به ویلایی هست که توی اون مستقر بودیم دریا روبرو و جنگل هم پشت ویلا قرار داشت (واقعا زیباست).

                             

من فکر می کردم که خشک سالی در مناطق کویری زیاد اتفاق می افته اما وقتی آبشاری که در عکس بالا مشاهده می کنید رو دیدم متوجه شدم که خشک سالی اثرش رو بر روی تمام مناطق کشور میزاره.(چشم بسته غیب گفتم, نه!!)

                                          

شکار لحظه ها (خدا منو ببخشه).

 جاتون حسابی خالی بود چون بعداز ظهر رفتیم دریا و تا هوا تاریک نشد از آب بیرون نیومدیم.بعد از گذشت دوروز ما (من و دامادمون(که قرار نبود با هم باشیم)) از بقیه جدا شدیم و از اینجا به بعد تنهایی به ادامه سفر پرداختیم و اکثر شهرهای شمال رو گشتیم که خودش یک هفته به طول انجامید. در کل از بین تمام شهرهای شمال من بیشتر از همه با رشت حال کردم چون هم مردمان خون گرم و مهمان نوازی داشت و هم نظم در این شهر بسیار زیاد بود. در ضمن یه معظرت خواهی بابت قطع بودن اینترنت که نتونستم زودتر آپ کنم به دوستان بدهکارم. قسمت بعدی و آخر سفر من از همه باحال تر و خنده دارتر هست پس منتظر خبر من باشید....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 16:57  توسط امین  |