تبليغاتX
کرمان جوات
دست داداش مهدی گلم درد نکنه که به دوربین خبرساز برای وبلاگ من تبدیل شده . چند شب پیش داداش مهدی داشت با ماشینش توی خیابون میرفت که ناگهان صدای بلند ترمز یه ماشین که سرنشینای اون همه مست بودن و شنید به محض این که نگاه کرد به پشت سرش گفت : گاپ !!؟؟ برخورد آقایون مست که باعث به هم خوردن سه عدد اتومبیل ناقابل شد. 

    

داداش مهدی به من گفت خیلی شانس آورد چون اگر تصادف ۱۵ ثانیه دیرتر رخ می داد به جای اون پراید که در عکس سمت چپ مشاهده می کنید الان ماشین خودش ساندویچ می شد .    

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 2:24  توسط امین  | 
                   

چند شب پیش داشتم توی چندتا سایت پرسه میزدم که ناگهان چشمم افتاد به عکسی که این بالا مشاهده می کنید, بله, فوتبال لیستها برنامه بسیار محبوب ما, درسته که من بیست سال بیشتر ندارم ولی هرچی هست جزو برنامه های دوران کودکی من به حساب میاد, حدود ده, دوازده سال پیش بود که از تلویزیون برای اولین بار پخش می شد, یادم میاد که تقریبا ساعت ۳:۳۰ بعد از ظهر روزهای جمعه میزاشت و معمولا این میثم بود که بیشتر خونه ما پلاس بود و با هم می نشستیم پای تلویزیون تا فوتبال لیستها شروع بشه ولی به محض تمام شدن این برنامه حسابی مارو جو می گرفت و می رفتیم روی حیاط توپ دولایه پلاستیکی (که همیشه آماده بود) رو بر می داشتیم و دو تیم تشکیل می دادیم, تیم اول که بیشتر اوقات من (سوباسا) و میثم با هم یار بودیم و تیم دوم که شامل داداش مهدی و داداش هادی (کاکرو) می شدن در مقابل ما قرار داشتن وقتی که بازی شروع می شد (بگذریم که چقدر دست و پاهای هم رو قلم می کردیم و جرزنی هم که همیشه رو شاخمون بود ) بر اثر سرو صدای زیاد بابام از خواب بیدار می شد و می کرد دنبالمون, دیگه شانس یا اقبال, اگر گیرمون میاورد یک کتک ردیف در حد تیم ملی می خوردیمولی کی اهمیت میداد به محض این که بابام می رفت بازی ما دوباره شروع می شد. یادش بخیر چقدر زود می گذره, کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 0:56  توسط امین  | 
سلام به همه دوستان عزیز امروز یعنی ۱/۵/۱۳۸۷ تولد بنده هست و به خودم تبریک میگم. دقیقا بیست سال پیش بود که این موجود یعنی بنده به دنیا اومدم. بگذریم, بریم سر جشن خودمون.

 

از تمام دوستای گلم تقاضا دارم نظم رو به هم نزنن, کادو ها رو بزارن روی میز و بشینن سر جاهاشون تا جشن رو آغاز کنیم. 

برای شروع کار همه با هم : تولد تولد تولدم مبارک, بیا شمعارو فوت کن که 100 نه 1000 سال زنده باشم. 

 میثم و حامد و مرتضی ضبط تو روشن کنید

                                                  

همه بیاین وسط برای رقص, حالا همه با هم : نازی نازی امشب دلم مست ....  

ولی از شوخی گذشته تولد منو فقط یک نفر تبریک گفت اونم زن داداشم بود, ازش ممنونم انشاالله جبران میکنم, ولی معلوم شد چقدر منو دوست دارن. کسی چه میدونه شاید من خوب نیستم میشه؟؟؟ 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 1:0  توسط امین  |